دریاچه

یه دریای کوچولو

نیمه گمشده

سلام!

شده تا حالا تو زندگی به کسی برخورد کنید که با خودتون بگید : این همونه!!

این همون کسیه که همیشه می خواستم...

کسی که شما رو بفهمه...

لازم نباشه براش توضیح بدید همه چیز رو...

همون آدمی باشه که پیش خودتون بگید: خدا اینو واسه من آفریده...

شده؟!!

به نظرم برای همه پیش میاد.

یعنی من فکر میکنم هر ادمی تو این دنیا فرصت آشنا شدن با نیمه گمشده اش رو پیدا میکنه..

فقط زمان  و مکانش مهمه... 
این شانس که تو زمان و مکان مناسب همدیگه رو پیدا کنیم همیشه به آدم رو نمیکنه...

می دونید...من فکر میکنم وقتی آدم نیمه گمشده اش رو تو شرایط نامناسب پیدا میکنه، دیگه شانس نیست...

شکنجه است!!!

شکنجه است...داشتن و نداشتن اونی که با تمام وجودش تو رو دوست داره!!!

شکنجه...

و زندگی من...منی که تو رو میشناسه...منی که طعم محبت تو رو چشیده...هر روزش شکنجه است...

 

[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ 12:27 ] [ پیمان ] [ ]


رنج بودن


سلام

یادم رفت می خواستم در مورد رنج  زن بودن بنویسم....

یه کم سرم گیج میره...یه کم ضعف دارم...از بس که عصبی ام.

رنج بود و زن بودن!!

محکوم شدن به یه سکوت ابدیه...

اشتباه نکنید...حرف هم زدم..فریاد هم کشیدم!!

اما باز محکومم به سکوت!!

خودم این حکم رو اجرا میکنم!!

ولی قول می دم!

به خودم قول می دم که این سکوت ابدی نباشه!!

میشکنم این سکوت رو...

هر زنی شاید مجبور باشه به تحمل چنین شرایطی..ولی من نه!!

من حق ندارم تن بدم به این ذلت...

من میتونم. باید بتونم.

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 14:44 ] [ پیمان ] [ ]


رنج زن بودن

سلام

خیلی وقت بود اینجا، اینجوری ننوشته بودم...

نه که دلم نخواسته باشه...نه!

فرصت نمی شد...

الان باز در حال سر ریز شدن هستم...دریاچه....دریای کوچولو...حسابی طوفانیه...

سخته زن باشی..زن باشی و آدم باشی...

خودم خواستم...الان هم اگه تحمل میکنم باز به خواست خودمه....

ولی تمومش می کنم....حتما تمومش می کنم....

خدایا!! کمکم کن!!!

امروز با یکی از دوستام درد دل می کردم.

گفت از خدا کمک بخواه!!!

خدایا به آبروی همین دوستم که می دونم یکی از بهترین هاست...کمکم کن!! لطفا!


[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 14:36 ] [ پیمان ] [ ]


سیل بلا

ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش

دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش

همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف

همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش

شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح

چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش

هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار

هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش

در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار

کرده‌ام خاطر خود را به تمنای تو خوش

شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری

می کند درد مرا از رخ زیبای تو خوش

در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست

می‌رود حافظ بی‌دل به تولای تو خوش



[ چهارشنبه چهارم دی 1392 ] [ 13:5 ] [ پیمان ] [ ]


مراقب قلب ها باشيم


وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم!

پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم!

وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم!

و همچنان تنها می مانیم...!


هیچ چیز آسان تر از قلب نمي شکند...

"ژان پل سارتر"

[ یکشنبه ششم مرداد 1392 ] [ 10:57 ] [ پیمان ] [ ]


شب های قدر...

به نام خدا

سلام

این شب ها،  شب های قدره..

شب های قدر!

خیلی چیزا در مورد این شب ها میگن..میشنویم...میدونیم...

این شب ها بهترین ها هستند...

خیلی کارها برای این شب ها توصیه شدند...

اسم این شبها "قدر" ه

من فکر میکنم  اسم این شبها قدره..که به ما یادآوری کنن:

باید " قدر دان"  باشیم...

باید "قدر" بدونیم...

اول قدر این شب ها رو بدونیم...

بعد هم قدر همه چیزای خوبی رو که تو زندگی داریم....

قدر بدونیم و شاکر باشیم...

قدر بدونیم... و مواظب همه چیزای خوبی باشیم که تو زندگی داریم...

قدر خونواده هامون...دوستامون...سلامتیمون...عزت و آبرومون...

قدر بدونبم!

قدر دل هامون رو بدونیم...

قدر عشقمون رو بدونیم...

قدر "زندگی" رو بدونیم!!!

[ یکشنبه ششم مرداد 1392 ] [ 10:55 ] [ پیمان ] [ ]


ای فصل آشتی و پیوند!

ای خجستگی زمان!
ای شکوه لحظه‌ها!
ای رمضان بزرگ!
سلام...

سراغت را از گنجشک‌ها گرفتم و گفتند که می‌آیی.
در کنار گلدان، یادت کردم و غنچه‌ها شکفتند.
در آینه، جست‌و‌جویت کردم و تمام قد‌ لبخند زد.
بر سجاده‌ نامت را بردم و تسبیح به رقص آمد.
در باغ‌ صدایت زدم و درخت‌ها تعظیم کردند.
این تکاپو‌ها به جبران عظمت اذان معطری است که هر سحر، خانه‌ها را با خدا پیوند می‌دهند.

این ارادت‌ها به احترام طراوت لحظه‌های افطارت بودند.
این شوق‌ها در پاسخ مهرورزی‌های مهربانی است در شب‌های بزرگ بارش نور و وحی و محبت؛ شب‌هایی که ترتیل دوست داشتن‌های آن بالا‌نشین نزدیک، همه را بی‌خویش می‌سازد.

این زمزمه‌ها مقدمه نجوای «یا رب یارب» دل‌سوختگانی است که در شب‌های «قدر» به بامداد دیدار چشم می‌دوزند.

ای فصل آشتی و پیوند!

دل‌هایمان را با آسمان پیوند بزن که از این خاک خسته‌ایم.

(نقل از: سید حبیب حبیب پور)

[ دوشنبه سی و یکم تیر 1392 ] [ 12:34 ] [ پیمان ] [ ]


ما را به دعا کاش فراموش نسازند...


خدایا

گفتم: خسته ام

گفتی:لاتقنطوا من رحمه الله


گفتم:خدایا هیچ کس راندارم

گفتی :نحن اقرب الیه من حبل الورید


گفتم :خدایا فراموشم نکن

گفتی : فاذکرونی اذکرکم


گفتم:خدایا راه چیست؟

گفتی :انا هدیناکم سبیل اما شکورا و اما کفورا


گفتم: خدایا نجات کجاست؟

گفتی :رمضان در راه است...


ما را به دعا کاش فراموش نسازند

رندان سحرخیزکه صاحب نفسانند...

  التماس دعا


 

[ یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 ] [ 10:6 ] [ پیمان ] [ ]


تولدت مبارک!!

سلام!

تولدت مبارک " دریای کوچولو" !!!!

تولدت مبارک...

تولد تو ...تولد دوباره من هم بود!!!

"دریای کوچولو"...تولدت رو بیشتر از خودت  به خودم تبریک میگم....

"دریای کوچولو" بودنت باعث شد بهترین اتفاق زندگیم رخ بده...

"دریای کوچولو" بودنت عزیزترینم رو به من برگردوند...

تولدت مبارک!!!

[ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 ] [ 9:19 ] [ پیمان ] [ ]


مهمونی شروع شده...

به نام خدا

سلام

مهمونی شروع شده...شما هم دعوتید....

و چه مهمونی باشکوهی....

میزبان...عزیزترین و مهربان ترین به ماست...

نزدیک ترین....

حتما بهترین ها رو برای پذیراییمون تدارک دیده...

حتما!

من....تو.....او....

چه شود!!!!

[ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 ] [ 9:15 ] [ پیمان ] [ ]


او خواهد آمد...

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید..

منجی.. نجات دهنده...

او خواهد آمد...


خدایا!!

خداوندا!!

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست..

هر کجا هست...سلامت دارش...

[ یکشنبه دوم تیر 1392 ] [ 23:58 ] [ پیمان ] [ ]


سلام!

رنج فهمیدن...تمومی نداره...



ادامه مطلب
[ یکشنبه دوم تیر 1392 ] [ 21:7 ] [ پیمان ] [ ]


خدایا...!


خدایا...!

اندكی نفهمی عطایم كن،كه راحت زندگی كنم!

مردم از بس فهمیدم و به روی خودم نیاوردم...! 

[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 9:34 ] [ پیمان ] [ ]


بچه که بودم


بچه که بودم

دلم برای آن کلاغ پیر می سوخت

که آخر هیچ قصه ای به خانه نمی رسید...

[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 9:32 ] [ پیمان ] [ ]


تعطیل است

می دانی؟
یک وقت هایی باید
رویِ یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است
 
و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت
... ... باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویی:
بگذار منتظر بمانند.
حسين پناهي

[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 9:31 ] [ پیمان ] [ ]


لحظه‌ی دیدار

لحظه‌ی دیدار

لحظه‌ی دیدار نزدیک است

باز من دیوانه‌ام، مستم!

باز می‌لرزد، دلم، دستم!

باز گویی در جهانِ دیگری هستم!

های! نخراشی به غفلت گونه‌ام را، تیغ

های، نپریشی صفای زلفکم را، دست

و آبرویم را نریزی، دل

ای نخورده مست!

لحظه‌ی دیدار نزدیک است

[ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ] [ 16:4 ] [ پیمان ] [ ]


سلام!

خوبی شما؟!!

چند وقتیه اینجا ننوشتم....

یا فرصت نمی شد...یا حسم جای دیگه بود...

ولی می دونید...اینجا یه حس دیگه ای داره...

یه جور دیگه است...


[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ 12:10 ] [ پیمان ] [ ]


نفسم...

سلام!

شبتون بخیر!

وقتی یه نفر رو خیلی دوست داری...

وقتی جونت بسته به جونش...

وقتی نفست بسته به نفسش...

اونوقته که حتی تصور یه لحظه نبودنش...برای نبودنت کافیه!!




ادامه مطلب
[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 22:59 ] [ پیمان ] [ ]


فاصله...

سلام!

دوری ...نزدیکی...فاصله!!!

فاصله...مفهوم عجیبیه!!

بعضیا میگن...و من هم قبول دارم ...که مهم اینه که قلب ها به هم نزدیک باشن..

روح ها بهم نزدیک باشن...

این قبول!!

ولی بعضی وقتا آدم دلش میخواد کسی رو که دوست داره...کنارش باشه...

دوست داره..دستش رو که دراز کنه...بهش برسه....


[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 11:33 ] [ پیمان ] [ ]


نتوانم...نتوانم...

سلام!

شبتون بخیر!

چقدر نبودنت سخته...

چقدر دوریت سخته...

از من ساخته نیست....تحمل دوریت از من ساخته نیست...

نتوانم...نتوانم...


[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ 22:52 ] [ پیمان ] [ ]


[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ 21:10 ] [ پیمان ] [ ]


[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 9:19 ] [ پیمان ] [ ]


[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 9:9 ] [ پیمان ] [ ]


[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 9:1 ] [ پیمان ] [ ]


[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 9:0 ] [ پیمان ] [ ]


[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 8:59 ] [ پیمان ] [ ]


[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 8:56 ] [ پیمان ] [ ]


[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 8:54 ] [ پیمان ] [ ]


[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 8:51 ] [ پیمان ] [ ]


[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ 8:47 ] [ پیمان ] [ ]